پیشینه اظهارات
محمد سراج، نماینده تهران در مجلس، با اطمینان کامل اعلام کرد که چین و روسیه اجازه حمله نظامی مجدد به ایران را نخواهند داد. این اظهارات در بحبوحه افزایش تنشها میان تهران و قدرتهای غربی بر سر برنامه هستهای و نگرانیها از فعالسازی احتمالی «مکانیسم ماشه» (Snapback) بیان میشود. این مکانیسم، بندی در توافق هستهای سال ۲۰۱۵ (برجام) است که امکان بازگشت خودکار تحریمهای سازمان ملل را فراهم میکند. سخنان سراج بازتابدهنده استراتژی کلان ایران برای تعمیق اتحاد با قدرتهای شرقی به منظور مقابله با فشارهای سیاسی و نظامی از سوی ایالات متحده و متحدان اروپایی آن است.
تحلیل و پیامدهای استراتژیک
سراج این دو کشور را به عنوان «سپر دفاعی استراتژیک» برای جمهوری اسلامی توصیف کرد و تأکید نمود که آنها در برابر هرگونه تهاجم احتمالی خواهند ایستاد. در عمل، روسیه و چین هر دو در شورای امنیت سازمان ملل دارای حق وتو هستند و بارها از آن برای محافظت از ایران در برابر قطعنامهها یا تحریمهای شدیدتر استفاده کردهاند. با این حال، این حمایت دیپلماتیک لزوماً به معنای تعهد به مداخله مستقیم نظامی نیست. این لفاظیها در درجه اول با هدف بازدارندگی دشمنان، به ویژه اسرائیل و آمریکا، از طریق نشان دادن این که ایران منزوی نیست، انجام میشود. همچنین هدف آن اطمینانبخشی به افکار عمومی داخلی است که رهبری، متحدان قدرتمندی دارد. این موضعگیری بر سیاست «نگاه به شرق» که توسط مقامات تهران اتخاذ شده، تأکید میکند؛ سیاستی که برای تضمین بقای خود در منطقه خلیج فارس و فراتر از آن، اولویت را به روابط اقتصادی و امنیتی با قدرتهای غیرغربی میدهد.
نتیجهگیری
در نهایت، اظهارات محمد سراج بر اتکای عمیق جمهوری اسلامی به متحدان شرقی خود، یعنی چین و روسیه، به عنوان ابزاری برای موازنه قدرت در عرصه جهانی تأکید میکند. در حالی که این اتحاد پوشش دیپلماتیک حیاتی در شورای امنیت فراهم میکند، میزان واقعی قابل اعتماد بودن این «سپر» در یک درگیری نظامی واقعی همچنان یک پرسش بزرگ باقی میماند و این اعلام موضع را بیش از آنکه یک پیمان امنیتی تضمینشده باشد، به ابزاری برای بازدارندگی استراتژیک تبدیل میکند.
This page is also available in: English
Georgian (Georgia)
עברית
العربية
