مقدمه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یکی از ارکان اصلی حکومت جمهوری اسلامی، نقشی دوگانه اما همسو با حفظ بقای نظام ایفا میکند. در داخل مرزهای ایران، سپاه و نیروهای وابسته به آن بهعنوان دست آهنین سرکوب اعتراضات مردمی و مخالفان سیاسی عمل کردهاند؛ از به خاک و خون کشیدن تظاهرات مسالمتآمیز گرفته تا بازداشت و شکنجهی منتقدان. همزمان در عرصهی منطقهای و بینالمللی، سپاه بازوی مداخلهجوی ایران در کشورهای همسایه و فراتر از آن بوده و با حمایت از گروههای شبهنظامی و توسعه برنامههای موشکی و نظامی، به عاملی برای بیثباتی و تهدید امنیت منطقه تبدیل شده است. این گزارش به شکل مستند و تفصیلی، به بررسی نقش سپاه پاسداران در سرکوب مردم ایران و تهدیدات منطقهای و جهانی ناشی از اقدامات آن میپردازد. با نگاهی انتقادی و صریح، به شواهدی از نقض حقوق بشر در داخل کشور و ماجراجوییهای برونمرزی سپاه اشاره خواهیم کرد که تصویری جامع از این نهاد قدرتمند اما جنجالی ارائه شود.
سرکوب اعتراضات و نقض حقوق بشر در داخل ایران
سپاه پاسداران از ابتدای تشکیل خود، علاوه بر وظایف نظامی، به بازوی امنیتی و اطلاعاتی رژیم برای سرکوب ناراضیان تبدیل شد. در سالهای اخیر با افزایش نارضایتی عمومی و خیزشهای مردمی، نقش سپاه در خاموش کردن صدای اعتراض بیش از پیش برجسته شده است. این سرکوبها شامل بهکارگیری نیروهای بسیج و یگانهای ضدشورش تحت امر سپاه در خیابانها، تا استفاده از سازمان اطلاعات سپاه برای تعقیب، بازداشت و شکنجهی فعالان و روزنامهنگاران بوده است. در ادامه به مهمترین موارد سرکوب داخلی توسط سپاه پاسداران میپردازیم.
سرکوب خونین اعتراضات سراسری
در دههی گذشته ایران شاهد چندین موج بزرگ اعتراضات ضدحکومتی بوده که هربار با برخورد خشن نیروهای امنیتی – بهویژه سپاه و بسیج – مواجه شده است. سپاه پاسداران و نیروهای تحت فرمان آن نقش محوری در این سرکوبها داشتهاند و صدها نفر از معترضان را به کام مرگ فرستادهاند. برخی از نمونههای برجسته عبارتند از:
- اعتراضات آبان ۱۳۹۸ (نوامبر ۲۰۱۹): اعتراضات گسترده در پی افزایش قیمت بنزین، با واکنش سرکوبگرانهی کمسابقهای روبهرو شد. نیروهای سپاه پاسداران، بسیج و دیگر نیروهای امنیتی در طی کمتر از دو هفته بیش از ۱۵۰۰ نفر از معترضان را کشتند. گزارش ویژه خبرگزاری رویترز تأیید کرد که حدود ۱۵۰۰ نفر، از جمله دستکم ۱۷ نوجوان و حدود ۴۰۰ زن، در این خیزش کشته شدند. این سرکوب خونین که به دستور مقامات عالی رژیم صورت گرفت، یکی از مرگبارترین سرکوبهای تاریخ جمهوری اسلامی لقب گرفت. آماری که عفو بینالملل به طور مستقل ثبت کرد نیز حداقل ۳۰۴ کشته را تایید نمود. هیچیک از عاملان این کشتار گسترده تا کنون پاسخگو نشدهاند و مقامات حتی از اعلام آمار دقیق قربانیان خودداری کردند. به گفتهی دیدهبان حقوق بشر، رژیم ایران از هرگونه پاسخگویی درباره کشتار آبان ۹۸ شانه خالی کرده و خانوادههای صدها قربانی همچنان در حسرت عدالتاند.
- خیزش ۱۴۰۱ (اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی): در شهریور ۱۴۰۱ مرگ مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد، جرقهی اعتراضاتی سراسری را زد که ماهها ادامه یافت. سپاه پاسداران و نیروهای تحت امرش بار دیگر با خشونت شدید به میدان آمدند. طبق گزارش سازمان حقوقبشر ایران، طی یک سال پس از آغاز این خیزش (تا شهریور ۱۴۰۲)، دستکم ۵۵۱ معترض، از جمله ۶۸ کودک و ۴۹ زن، به دست نیروهای امنیتی کشته شدند. این کشتار سازمانیافته که بهصورت عامدانه و برنامهریزیشده صورت گرفت، مصداق بارز جنایت علیه بشریت خوانده شده است. نیروهای سپاه و بسیج در شهرهای مختلف مستقیماً به سوی معترضان آتش گشودند؛ بسیاری از قربانیان با شلیک گلوله به سر و سینه جان باختند. در برخی شهرها مانند زاهدان و کردستان شدت سرکوب به حدی بود که از آن با عنوان “قتلعام” یاد میشود. مقامات رسمی جمهوری اسلامی آمار کشتهشدگان را بسیار کمتر (حدود ۲۰۰ نفر) اعلام کردند که منابع مستقل آن را رد کردهاند. به رغم ابعاد گسترده خشونت حکومتی، جمهوری اسلامی به جای پاسخگویی، معترضان را «اغتشاشگر» نامید و حتی با اجرای احکام اعدام و حبسهای طولانی، تلاش کرد صدای اعتراض را خاموش کند.
- اعتراضات دانشجویی و صنفی: علاوه بر خیزشهای سراسری، سپاه در سالهای اخیر در سرکوب اعتراضات پراکنده دانشجویان، معلمان، کارگران و بازنشستگان نیز دخیل بوده است. مأموران اطلاعات سپاه با بازداشت پیشگیرانهی فعالان دانشجویی و کارگری و پروندهسازی برای رهبران تشکلهای صنفی، سعی کردهاند از شکلگیری جنبشهای اعتراضی سازمانیافته جلوگیری کنند. برای مثال، در اعتراضات دانشجویی دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ دانشگاهها، گزارشهایی از حضور نیروهای بسیج دانشجویی (وابسته به سپاه) در شناسایی و سرکوب دانشجویان منتشر شد. همچنین در اعتصابات کارگری نظیر اعتراضات کارگران نیشکر هفتتپه و فولاد اهواز، نیروهای امنیتی تحت نظر سپاه بسیاری از کارگران معترض را بازداشت کرده و با پروندههای سنگین قضایی روبرو ساختند. این روند در خیزش ۱۴۰۱ نیز ادامه یافت و صدها دانشجو به دلیل مشارکت در تجمعات اعتراضی توسط سازمان اطلاعات سپاه احضار یا تعلیق از تحصیل شدند. موج سرکوب سپاه، از ربودن دانشآموزان و نوجوانان معترض گرفته تا محروم کردن فعالان دانشگاهی از ادامه تحصیل، همه بخشی از پروژه بزرگتر خاموشسازی صدای هرگونه مخالفت در فضای آموزشی و کارگری بوده است.
سازمان اطلاعات سپاه و نقض سیستماتیک حقوق بشر
سازمان اطلاعات سپاه (ساس) به عنوان سرویس امنیتی موازی وزارت اطلاعات، طی یک دهه اخیر نقشی فزاینده در سرکوب داخلی ایفا کرده است. این نهاد امنیتی که مستقیماً به فرمانده کل سپاه و رهبر جمهوری اسلامی پاسخگوست، مسئول بسیاری از پروندهسازیها، بازداشتهای خودسرانه و شکنجه منتقدان شده است. برخلاف رویه قضایی معمول، اطلاعات سپاه زندانها و بازداشتگاههای اختصاصی خود (مانند بند ۲-الف زندان اوین) را اداره میکند که خارج از نظارت سازمان زندانها هستند و گزارشهای متعددی از شکنجههای شدید در آنها منتشر شده است. نمونههای روشنی از نقض حقوق بشر توسط اطلاعات سپاه عبارتند از:
- بازداشت خبرنگاران و روشنفکران: در جریان اعتراضات ۱۴۰۱، اطلاعات سپاه در همکاری با وزارت اطلاعات بیانیهای مشترک صادر کرد و خبرنگاران افشاگر را متهم به جاسوسی برای بیگانگان کرد. در این بیانیه دو روزنامهنگار زن – نیلوفر حامدی و الهه محمدی – که خبر درگذشت مهسا امینی را پوشش داده بودند، بهعنوان عوامل آموزشدیده سرویسهای خارجی معرفی و بازداشت شدند. اینگونه اتهامات ساختگی زمینه را برای حبس طولانیمدت این خبرنگاران فراهم کرد. همچنین اطلاعات سپاه در سالهای قبلتر دهها خبرنگار، نویسنده و فعال فضای مجازی را به خاطر انتقاد از حکومت بازداشت و مجبور به اعترافات اجباری تلویزیونی کرده است. برای مثال رضا شهابی (فعال کارگری)، نوید کامران (فعال دانشجویی) و بسیاری دیگر توسط ساس دستگیر و تحت فشار شدید قرار گرفتند.
- پروندهسازی علیه دوتابعیتیها و فعالان مدنی: یک رویه شناختهشده اطلاعات سپاه، گروگانگیری اتباع خارجی یا ایرانیان دوتابعیتی است. این نهاد امنیتی طی سالهای گذشته افرادی چون نازنین زاغری-رتکلیف، سیامک و باقر نمازی، مراد طاهباز و دهها نفر دیگر را با اتهام جاسوسی بازداشت کرده است. بازجوییهای طولانی در سلول انفرادی، محرومیت از وکیل و نگهداری در بند ۲-الف اوین از ویژگیهای مشترک این پروندههاست. گزارشهای متعدد حاکی است که اطلاعات سپاه برای کسب امتیاز از کشورهای غربی، این افراد را به گروگان میگیرد. همچنین فعالان محیطزیست (مانند پرونده مرگ کاووس سیدامامی در بازداشت)، فعالان حقوق زنان و اقلیتهای قومی مذهبی نیز بارها طعمه این سازمان شدهاند.
- افزایش فشار بر اقلیتهای مذهبی: سرکوب پیروان ادیان غیرمجاز در ایران (بهویژه بهاییان) به شکل فزایندهای توسط اطلاعات سپاه پیگیری میشود. در تازهترین نمونه، ۱۳ شهروند بهایی در اصفهان توسط سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شدند. روابطعمومی اطلاعات سپاه اصفهان در بیانیهای مدعی شد این افراد به خاطر “تبلیغ و آموزش اعتقادات بهایی به کودکان و نوجوانان” دستگیر شدهاند
. هیچ اطلاعاتی درباره محل نگهداری یا وضعیت آنها منتشر نشد. نهادهای حقوقبشری تاکید میکنند که بهاییان در ایران صرفاً به خاطر باور مذهبیشان هدف آزار سیستماتیک قرار دارند و این اقدامات آشکارا ناقض آزادی مذهب و حقوقبشر است. افزون بر بهاییان، اقلیت اهلسنت نیز از سرکوب اطلاعات سپاه مصون نبودهاند. به عنوان نمونه، پس از اعتراضات خونین زاهدان در مهر ۱۴۰۱، روحانیون سنی منتقد – نظیر مولوی عبدالحمید – تحت فشار شدید امنیتی قرار گرفتند و اطرافیانشان توسط اطلاعات سپاه احضار یا بازداشت شدند. - شکنجه و اعترافات اجباری: سازمانهای حقوق بشری مستنداتی از شکنجهی فیزیکی و روانی بازداشتشدگان توسط اطلاعات سپاه ارائه کردهاند. زندانیان سیاسی آزادشده روایت کردهاند که در سلولهای انفرادی اطلاعات سپاه، تحت ضربوشتم، شوک الکتریکی، تهدید به آزار خانواده و القای حس خفگی قرار گرفتهاند تا به جرائم ساختگی اعتراف کنند. یکی از موارد تلخ، مرگ ستار بهشتی (کارگر وبلاگنویس) در سال ۱۳۹۱ بود که در بازداشتگاه فتا (زیرنظر سپاه) بر اثر شکنجه جان باخت. هرچند آن زمان این پرونده علنی شد، اما مجازات عاملان در حداقل ممکن بود. در سالهای اخیر کمتر اطلاعاتی از درون بازداشتگاههای سپاه بیرون میآید، اما نهادهای ناظر معتقدند شکنجه روشمند همچنان ابزاری کلیدی برای سرکوب مخالفان در دست اطلاعات سپاه است.
نفوذ سپاه در نهادهای سیاسی، فرهنگی و فساد ساختاری
علاوه بر سرکوب خیابانی و امنیتی، سپاه پاسداران به تدریج چنان در تار و پود ساختارهای سیاسی و اقتصادی ایران تنیده شده که به یک دولت پنهان در دل دولت رسمی بدل گشته است. نفوذ همهجانبهی سپاه در ارکان کشور باعث شکلگیری فساد ساختاری گسترده و تضعیف نهادهای مدنی و مستقل شده است. برخی جنبههای این چنگاندازی سپاه بر مقدرات کشور عبارتند از:
- تصاحب مناصب حکومتی توسط فرماندهان سپاه: از اوایل دهه ۱۳۸۰، حضور نظامیان سپاهی در پستهای کلیدی حکومت روند فزایندهای داشته است. دهها نفر از فرماندهان سابق سپاه وارد مجلس شورای اسلامی، دولت و شهرداریها شدهاند. برای نمونه، محمدباقر قالیباف (فرمانده پیشین نیروی هوایی سپاه) هماینک رئیس مجلس است؛ احمد وحیدی (فرمانده پیشین نیروی قدس) وزیر کشور است؛ محسن رضایی (فرمانده اسبق سپاه) معاون اقتصادی رئیسجمهور بود. این روند باعث شده سپاه پاسداران عملاً بر سیاست داخلی سایه بیفکند و تصمیمات راهبردی کشور در شورای عالی امنیت ملی و دیگر مجامع، بدون لحاظ منافع سپاه ممکن نباشد. نتیجه این وضعیت، افول نهادهای انتخابی در برابر نهادهای انتصابی و نظامی بوده است.
- امپراتوری اقتصادی سپاه و فساد مالی: سپاه پاسداران پس از جنگ ایران و عراق با تاسیس قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا وارد عرصه اقتصاد شد و به سرعت پیمانهای عظیم عمرانی و نفتی را بهدست گرفت. امروز دهها شرکت و مؤسسه اقتصادی زیرمجموعه سپاه یا بنیاد تعاون سپاه فعالند که از معافیتها و رانتی ویژه برخوردارند. خصولتیسازی به نفع سپاه نیز موجبات فساد گسترده را فراهم کرده است؛ مشهورترین مورد، واگذاری ۵۱٪ سهام شرکت مخابرات ایران در سال ۱۳۸۸ به کنسرسیوم وابسته به سپاه بود. این معامله بزرگ (به ارزش حدود ۸ میلیارد دلار) بدون رقابت شفاف انجام شد و نفوذ سپاه بر شبکههای ارتباطی کشور را تثبیت کرد. پروندههای اختلاس و فساد مالی متعددی نیز به نهادهای سپاه گره خورده است – از رسوایی مالی مؤسسه اعتباری ثامنالحجج گرفته تا پرونده بنیاد تعاون سپاه – که هر بار با پنهانکاری و مصونیت عاملان ختم شده است. حضور سپاه در قاچاق کالا و ارز (از طریق اسکلهها و مرزهای غیرمجاز تحت کنترل سپاه) نیز بارها گزارش شده و حتی برخی مسئولان به آن اذعان کردهاند. این اقتصاد موازی سپاه نهتنها فضای رقابتی را از بین برده، بلکه منابع عمومی را به حلقهی خاصی منتقل کرده و فساد را به لایههای بالای حاکمیت کشانده است.
- سلطه فرهنگی و رسانهای: سپاه پاسداران با تشکیل سازمانها و قرارگاههای فرهنگی – مانند قرارگاه ثارالله در تهران یا انتصاب فرماندهان خود در شورای عالی فضای مجازی و صداوسیما – بر فضای فرهنگی و رسانهای کشور نیز چیرگی یافته است. دو خبرگزاری بزرگ فارس و تسنیم مستقیماً وابسته به سپاه هستند و به عنوان بلندگوی تبلیغاتی آن عمل میکنند. سپاه همچنین از طریق سازمان اوج و دیگر موسسات وابسته، در تولید فیلمها و سریالهای ایدئولوژیک سرمایهگذاری میکند تا روایت مورد تایید خود را رواج دهد. کتابها و مطبوعات منتقد با فشار همین نهادهای امنیتی توقیف یا سانسور میشوند. حتی در فضای مجازی، ارتش سایبری سپاه حضور پررنگی در خطدهی افکار عمومی و سرکوب صدای منتقدان دارد. نتیجه اینکه سپهر فرهنگی و رسانهای کشور به شدت تحت سیطره گفتمان سپاه و نیروهای تندروی همسو با آن درآمده و مجال برای تنوع آرا و خلاقیت مستقل بسیار تنگ شده است.
- سرکوب اقلیتهای قومی و موارد مشخص خشونت: سپاه در استانهای پیرامونی با جمعیتهای قومی (کردها، بلوچها، عربها) نیز نقش پلیس سیاسی را ایفا میکند. در کردستان از اوایل انقلاب تاکنون هر گاه صدای اعتراض بلند شده، سپاه با خشونت پاسخ داده است. تازهترین نمونه، سرکوب خونین شهرهای کردنشین در آبان ۱۴۰۱ بود که به دنبال اوج گرفتن اعتراضات، سپاه پاسداران با خودروهای زرهی و ادوات سنگین به شهرهایی چون مهاباد، جوانرود و پیرانشهر یورش برد. شاهدان عینی و ویدئوهای منتشرشده حاکی است نیروهای سپاه و بسیج در مهاباد و جوانرود به خانههای مردم نیز حمله کرده و دهها نفر را کشتند. به گزارش منابع حقوقبشری، فقط در روز ۲۸ و ۲۹ آبان ۱۴۰۱ در این مناطق دهها کرد معترض جان باختند و صدها نفر زخمی یا بازداشت شدند. همچنین سپاه پاسداران در همان ایام، مواضع احزاب کرد ایرانی در اقلیم کردستان عراق را موشکباران کرد و چندین غیرنظامی از جمله زنان و کودکان را کشت. در استان سیستانوبلوچستان نیز سپاه قرارگاه قدس مسئول اصلی امنیت است و در سرکوب اعتراضات اهلسنت نقش داشت. به طور خاص در فاجعهی «جمعه خونین زاهدان» (۸ مهر ۱۴۰۱)، نیروهای امنیتی شامل یگانهای سپاه و بسیج دهها نمازگزار بلوچ را به رگبار بستند؛ بر پایه آمار سازمانهای حقوقبشری، دستکم ۹۰ تن از جمله ۱۳ کودک در آن روز کشته شدند. این کشتار بیسابقه که در واکنش به اعتراض مسالمتآمیز مردم انجام شد، موجی از خشم بینالمللی برانگیخت. اما فرمانده سپاه استان به جای پذیرش مسئولیت، معترضان بلوچ را متهم به «تروریست» بودن کرد و هیچ مقام مسئولی مجازات نشد. مجموعه این موارد نشان میدهد سپاه پاسداران در حفظ سلطه سیاسی رژیم بر تمامی اقشار و مناطق ایران از هیچ خشونتی فروگذار نکرده است؛ چه با گلوله پاسخ دادن به فریاد «زن، زندگی، آزادی» در خیابانها، چه با به زنجیر کشیدن فعالان مدنی در سلولهای انفرادی.
مداخلههای سپاه در منطقه و تهدیدات بینالمللی
نقش سپاه پاسداران تنها به مرزهای ایران محدود نمیشود؛ این نیرو به عنوان ابزار اصلی جمهوری اسلامی برای تحقق استراتژی نفوذ منطقهای عمل کرده است. نیروی قدس سپاه – واحد برونمرزی آن – با سازماندهی، تسلیح و تأمین مالی گروههای نیابتی در کشورهای مختلف، دکترین «عمق استراتژیک» جمهوری اسلامی را پیش میبرد. نتیجه این سیاست، تقویت گروههای شبهنظامی و تشدید تنشها در خاورمیانه بوده است که نگرانی جدی جامعه جهانی را برانگیخته است. در این بخش، به نقش سپاه در حمایت از گروههای نیابتی، عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی خارج از ایران، توسعه برنامه موشکی و واکنشهای بینالمللی به این اقدامات میپردازیم.
حمایت از گروههای نیابتی و صادرات بیثباتی
سپاه قدس به فرماندهی (مرحوم) قاسم سلیمانی، طی دو دهه گذشته شبکۀ وسیعی از گروههای مسلح همپیمان ایران را در منطقه ایجاد و پشتیبانی کرده است. این محور موسوم به «مقاومت» شامل حزبالله لبنان، گروههای شیعه عراق، حوثیهای یمن، بخشی از نیروهای سوری طرفدار بشار اسد و حتی گروههایی در فلسطین میشود. هدف اعلامی جمهوری اسلامی «مقابله با نفوذ آمریکا و اسرائیل در منطقه» عنوان میشود، اما در عمل حضور و دخالت این نیروها موجب طولانیشدن بحرانها و جنگهای داخلی در خاورمیانه شده است. موارد اصلی عبارتند از:
- حزبالله لبنان: سپاه پاسداران در سالهای آغازین دهه ۱۳۶۰ (۱۹۸۰s) با اعزام صدها مستشار به دره بقاع لبنان، نقش کلیدی در تشکیل و آموزش حزبالله ایفا کرد. از آن زمان تاکنون ایران حامی اصلی مالی، تسلیحاتی و آموزشی حزبالله بوده است. بر اساس گزارشها، نیروی قدس سپاه سالانه صدها میلیون دلار بودجه و انبوهی سلاح (از موشکهای کوتاهبرد گرفته تا پهپاد) در اختیار حزبالله قرار میدهد. این حمایتها باعث شده حزبالله به قویترین بازیگر غیر دولتی لبنان تبدیل شود و زرادخانه موشکی آن تهدیدی جدی برای اسرائیل به شمار رود. مقامات اسرائیلی میگویند حزبالله اکنون دهها هزار راکت و موشک در اختیار دارد که بخش عمده آن از طریق ایران تأمین شده است. در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ و نیز تنشهای مرزی اخیر، رد پای تسلیحات سپاه در توان تهاجمی حزبالله مشهود بود. آمریکا و برخی کشورهای منطقه حزبالله را بازوی تروریستی ایران میدانند و اقدامات سپاه در تجهیز این گروه را نقض قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت (ممنوعیت ارسال سلاح به لبنان) عنوان میکنند.
- گروههای شیعه عراقی: نفوذ سپاه در عراق از دوران جنگ ایران و عراق آغاز شد و پس از سقوط صدام حسین (۲۰۰۳) ابعاد تازهای یافت. نیروی قدس ابتدا با پشتیبانی از گروههایی چون سازمان بدر و جیش المهدی، جای پای خود را محکم کرد. سپس در دوران حضور نیروهای آمریکایی، با تأمین بمبهای کنار جادهای و موشک برای شبهنظامیان شیعه، تلفات سنگینی به نیروهای ائتلاف وارد کرد که مقامات آمریکایی رسماً ایران را مسئول آن دانستند. با ظهور داعش در ۲۰۱۴، سپاه به سرعت از خلأ قدرت استفاده کرد و بسیج واحدهای حشد الشعبی (بسیج مردمی عراق) را سامان داد. قاسم سلیمانی شخصاً در جبهههای عراق حضور داشت و هماهنگی جنگ علیه داعش را بهعهده گرفت. هرچند این نقش در شکست داعش موثر بود، اما پس از جنگ، نفوذ ایران در ساختار امنیتی عراق بیسابقه شد. دهها گروه شبهنظامی عراقی – نظیر کتائب حزبالله، عصائب اهل حق و النجبا – عملاً زیر چتر سپاه قرار گرفتند و به نیابت از تهران عمل میکنند. این نیروها علاوه بر تهدید اقلیتهای سنی و کرد در عراق، بارها به منافع آمریکا (از جمله سفارت آمریکا در بغداد و پایگاههای نظامی) حمله کردهاند. دولت عراق بارها تلاش کرده مهار این گروهها را در دست گیرد، اما نفوذ سپاه مانع از انحلال کامل آنها شده است. گزارشهای اطلاعاتی غربی تأیید میکند که سپاه قدس همچنان تأمین مالی، تسلیحاتی و آموزشی این شبهنظامیان را ادامه میدهد
- سوریه و حمایت از رژیم اسد: با آغاز خیزش مردمی سوریه در سال ۲۰۱۱ علیه حکومت بشار اسد، جمهوری اسلامی به سرعت کنار دمشق ایستاد و سپاه قدس مأمور سرکوب مخالفان سوری شد. صدها نیروی سپاه از سال ۱۳۹۰ به سوریه اعزام شدند و در آموزش و سازماندهی واحدهای نظامی سوری نقش گرفتند. با گسترش جنگ داخلی، ایران هزاران نیروی داوطلب شیعه از افغانستان (لشکر فاطمیون) و پاکستان (لشکر زینبیون) را نیز تحت فرماندهی سپاه به میدان سوریه فرستاد. قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس عملاً فرمانده میدان نبرد سوریه بود و عملیاتهای مهمی مانند بازپسگیری شهر حلب در سال ۲۰۱۶ با هدایت او و نیروهای تحت امر سپاه انجام شد. حضور نظامی سپاه در سوریه بسیار پرهزینه بود؛ دستکم ۱۶ تن از فرماندهان ارشد سپاه در جنگ سوریه کشته شدند و بهگفته منابع اسرائیلی، مجموع تلفات نیروهای ایرانی و نیابتی در سوریه به چند هزار نفر رسید. با این حال تهران توانست به لطف این سرمایهگذاری، رژیم اسد را از سقوط نجات دهد و کریدوری زمینی از تهران تا بیروت ایجاد کند. سپاه همچنین در سوریه پایگاههای نظامی ایجاد کرده و انبارهای تسلیحات در نزدیکی مرز اسرائیل احداث نمود که بارها هدف حملات هوایی ارتش اسرائیل قرار گرفته است. نقش سپاه در سرکوب مردم سوریه نیز بارز بود؛ گزارشهای سازمان ملل حاکی است تکتیراندازان و نیروهای تکاور سپاه در سالهای اولیه جنگ در سرکوب اعتراضات شهری به کمک نیروهای اسد آمدند. این دخالت نظامی و اطلاعاتی برونمرزی سپاه در سوریه، نقض حاکمیت ملی آن کشور و عامل تداوم یک جنگ داخلی خونین ارزیابی میشود که طبق برآوردها صدها هزار کشته برجای گذاشت.
- حوثیهای یمن: سپاه پاسداران طی یک دهه اخیر با تقویت شورشیان حوثی در یمن، آنها را از یک گروه محلی به بازیگری منطقهای تبدیل کرده است. بر پایه گزارش محرمانهی کارشناسان سازمان ملل، نیروی قدس سپاه و حزبالله لبنان آموزشهای نظامی و فنی گستردهای به حوثیها دادهاند و با انتقال مخفیانه تسلیحات، این گروه را به یک سازمان نظامی نیرومند بدل کردهاند. حوثیها با گذرنامههای جعلی به ایران و لبنان سفر کرده و تحت آموزش اعضای سپاه پاسداران و حزبالله قرار گرفتهاند. سامانههای موشکی و پهپادی که حوثیها علیه دولت یمن و ائتلاف به رهبری عربستان به کار گرفتهاند، مشابه تسلیحات ساخت ایران یا گروههای نیابتی مورد حمایت ایران است. به عنوان نمونه، موشکهای بالستیک شلیکشده به ریاض و پهپادهای انتحاری حملهکننده به تاسیسات نفتی سعودی (مانند حمله مشهور به پالایشگاه بقیق در ۲۰۱۹) همگی ردپای فناوری ایرانی داشتند. سازمان ملل دامنه این حمایتها را “بیسابقه” توصیف کرده و تأکید نموده که حوثیها بدون پشتیبانی خارجی قادر به توسعه چنین تسلیحاتی نبودند در مقابل، جمهوری اسلامی همواره ارسال سلاح به یمن را انکار میکند. اما شواهد میدانی و کشفیات تسلیحاتی (از جمله توقیف کشتیهای حامل سلاح ایرانی توسط نیروی دریایی آمریکا) ادعای تهران را رد میکند. اقدام سپاه در مسلحسازی حوثیها، موجب طولانیتر شدن جنگ یمن و تشدید بحران انسانی آن کشور شده است؛ جنگی که تاکنون هزاران غیرنظامی (از جمله کودکان) را قربانی و میلیونها نفر را با قحطی مواجه کرده است. جامعه جهانی، بهویژه شورای امنیت، با صدور قطعنامههایی از ایران خواستهاند که به تحریم تسلیحاتی یمن پایبند باشد، اما سپاه پاسداران این درخواستها را عملاً نادیده گرفته است
- گروههای فلسطینی: هرچند در متن سوال مستقیماً اشاره نشده، اما تکمیلکننده پازل نیابتیهای سپاه، گروههای تندروی فلسطینی مانند حماس و جهاد اسلامی هستند. سپاه قدس طی سالیان از طریق انتقال دانش ساخت راکت و پول، به این گروهها کمک کرده است. اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، در تشییع جنازه قاسم سلیمانی صراحتاً از حمایتهای او قدردانی کرد. جمهوری اسلامی خود را حامی مقاومت فلسطین معرفی میکند اما بسیاری معتقدند این کمکها در چارچوب راهبرد ضداسرائیلی تهران و با مدیریت سپاه انجام میشود. چنانکه در جنگ ۱۱ روزه غزه (مه ۲۰۲۱) راکتهای شلیکشده توسط حماس و جهاد عمدتاً بر اساس فناوری سپاه تولید شده بود. حمایت تسلیحاتی سپاه از گروههای فلسطینی نیز یکی از موارد اختلاف شدید ایران با کشورهای غربی و برخی دولتهای عربی است.
در مجموع، عملکرد سپاه پاسداران در این کشورها باعث شده اصطلاح «هلال شیعی» برای توصیف حوزه نفوذ ایران رایج شود؛ هلالی که به زعم منتقدان، بیثباتی و درگیریهای فرقهای را در خاورمیانه دامن زده است. آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهای منطقه بارها از ایران خواستهاند در امور داخلی همسایگان مداخله نکند. حتی قطعنامههای شورای امنیت (مانند ۱۵۵۹ در مورد خروج نیروهای خارجی از لبنان، یا ۲۲۱۶ در مورد تحریم تسلیحاتی یمن) نیز عملاً از سوی سپاه پاسداران نقض شدهاند. به گفته کارشناسان، سپاه قدس به یک ارتش فراملی بدل شده که عملیاتش شامل آموزش شبهنظامیان، ترور مخالفان رژیم ایران در خارج و تقویت محور همسو با تهران است. این اقدامات در کنار هم، چهرهای مداخلهجو و بیثباتکننده از جمهوری اسلامی در منطقه ترسیم کرده است
.
عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی برونمرزی
علاوه بر حمایت نیابتیها، سپاه پاسداران خود نیز مستقیماً در عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی در خارج از کشور دست داشته است. نیروی قدس سالهاست که مظنون طراحی یا اجرای چندین عملیات تروریستی و سوءقصد در خاک کشورهای دیگر بوده است. هرچند مقامات ایران این اتهامات را رد میکنند، اما شواهد و پروندههای قضایی متعددی علیه عوامل مرتبط با سپاه مطرح شده است:
- در سال ۲۰۱۱، ایالات متحده از کشف و خنثیسازی توطئه ترور سفیر عربستان در واشنگتن خبر داد. در این ماجرا منصور اربابسیار (یک ایرانی-آمریکایی) بازداشت و اعتراف کرد که به سفارش افرادی از نیروی قدس سپاه قصد داشته از طریق کارتلهای مواد مخدر مکزیک، عادل الجبیر سفیر وقت سعودی را ترور کند. هرچند ایران هرگونه نقش در این توطئه را انکار کرد، دادگاه آمریکا سپاه قدس را پشتپرده این طرح دانست.
- شبکههای مرتبط با سپاه طی سالهای اخیر برای ترور مخالفان سیاسی ایران در اروپا و ترکیه فعال بودهاند. قتل دکتر کاظم رجوی (برادر مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق) در سوئیس در ۱۳۶۹ و شاپور بختیار (آخرین نخستوزیر رژیم پهلوی) در فرانسه در ۱۳۷۰ از نمونههای قدیمیتر است که منابع غربی آن را به عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی نسبت دادند. در دهه ۹۰ میلادی، قتلهای زنجیرهای مخالفان کرد در رستوران میکونوس برلین (۱۳۷۱) مستقیماً توسط دادگاه آلمان به رهبران ارشد ایران نسبت داده شد و حکم جلب مقامات وزارت اطلاعات را صادر کرد. اگرچه این اقدامات را بیشتر به وزارت اطلاعات ربط میدهند، اما دستکم در پارهای موارد هماهنگی و همکاری نیروی قدس سپاه نیز مطرح بوده است.
- سوءقصد به دیپلماتها و نیروهای آمریکایی و اسرائیلی: در سال ۲۰۱۲ یک رشته طرحهای سوءقصد علیه دیپلماتهای اسرائیل در هند، گرجستان و تایلند به اجرا درآمد که خوشبختانه تلفات جانی زیادی نداشت اما منجر به زخمی شدن چند نفر شد. اسرائیل انگشت اتهام را به سوی ایران و سپاه قدس گرفت. همچنین طی جنگ سوریه، چندین حمله پهپادی و راکتی از سوی نیروهای مورد حمایت ایران به پایگاههای آمریکا در سوریه و عراق انجام شد که مقامات پنتاگون، نیروی قدس را مسئول آن معرفی کردند. سپاه پاسداران حتی در افغانستان پساطالبان نیز متهم به حمایت مخفیانه از طالبان علیه نیروهای آمریکایی بود، امری که در گزارشهای وزارت دفاع آمریکا بازتاب یافت.
- آدمربایی و ترور مخالفان ایرانی در خارج: در سالهای اخیر، اخباری درباره تلاش مأموران اطلاعاتی سپاه برای ربودن یا کشتن فعالان مخالف در خارج منتشر شده است. مشهورترین مورد، ربودن روحالله زم (مدیر کانال آمدنیوز) از عراق توسط سازمان اطلاعات سپاه در سال ۱۳۹۸ بود که وی را به ایران منتقل و اعدام کردند. همچنین در ۱۴۰۰ وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد توطئهای از سوی عوامل اطلاعاتی ایران برای ربودن مسیح علینژاد (خبرنگار منتقد) در نیویورک کشف شده است. گرچه آن پرونده به وزارت اطلاعات نسبت داده شد، اما مرز میان عملیاتهای برونمرزی اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات چندان شفاف نیست و احتمال همکاری آنها وجود دارد. در تابستان ۱۴۰۱ نیز دولت آلبانی فاش کرد که یک تیم تروریستی مرتبط با سپاه قصد بمبگذاری در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق را داشته که خنثی شده است.
این نمونهها نشان میدهد سپاه پاسداران برای تعقیب اهداف جمهوری اسلامی، از اقدامات شبهنظامی پنهان در خاک دیگر کشورها ابایی ندارد. همین موضوع زمینهساز افزایش اجماع جهانی برای مهار سپاه شده است. چنانکه وزارت خارجه آمریکا، نیروی قدس سپاه را به عنوان عامل تروریسم دولتی ایران معرفی کرده و اتحادیه اروپا نیز برخی فرماندهان آن (از جمله قاسم سلیمانی در زمان حیاتش) را در فهرست تحریمهای خود قرار داد. بطور خلاصه، سپاه در کنار فعالیتهای آشکار نظامی، یک روی پنهان نیز دارد که شامل جنگ اطلاعاتی، ترور و خرابکاری فرامرزی است؛ رویی که تصویری کاملاً امنیتی و منفی از این نهاد در افکار عمومی بینالمللی ترسیم کرده است.
برنامه موشکی و پهپادی سپاه؛ ابزارهای تهدید منطقهای
یکی از جنبههای مهم قدرتنمایی سپاه پاسداران، توسعهی برنامه موشکهای بالستیک و همچنین پهپادهای نظامی توسط نیروی هوافضای سپاه است. جمهوری اسلامی علیرغم محدودیتهای بینالمللی، طی دو دهه توانسته بزرگترین زرادخانه موشکی خاورمیانه را ایجاد کند که برد برخی از این موشکها به ۲۰۰۰ کیلومتر و حتی بیشتر میرسد. این توان موشکی، که تحت کنترل مستقیم سپاه قرار دارد، به ادعای مقامات ایران با هدف بازدارندگی توسعه یافته است؛ اما همسایگان ایران و قدرتهای جهانی آن را تهدیدی جدی برای ثبات منطقه و امنیت بینالمللی میدانند. موارد قابل توجه در این زمینه عبارتند از:
- موشکهای بالستیک دوربرد: سپاه پاسداران انواع موشکهای بالستیک را در اختیار دارد؛ از خانوادهی شهاب (با برد تا ۱۳۰۰ کیلومتر) گرفته تا قدر، عماد و سجیل (برد حدود ۲۰۰۰ کیلومتر). اخیراً موشکهای جدیدی نظیر “حاج قاسم” و “خیبرشکن” رونمایی شدهاند که گفته میشود دقت و برد بالاتری دارند. این موشکها قادرند اسرائیل، پایگاههای آمریکا در منطقه و بخشهایی از اروپا را هدف قرار دهند. سپاه همچنین مدعی ساخت موشکهای هایپرسونیک (فرازمانی) شده است که رهگیری آنها بسیار دشوار است. آزمایشهای مکرر موشکی ایران پس از توافق هستهای ۲۰۱۵ (برجام) موجب نگرانی شدید غرب شد، چرا که قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت از ایران خواسته بود فعالیت مرتبط با موشکهای قادر به حمل کلاهک هستهای انجام ندهد. مقامات غربی پرتاب ماهوارهبرهای نظامی توسط سپاه را نیز نقض همین قطعنامه تلقی میکنند. در مهر ۱۴۰۲، سپاه سومین ماهواره نظامی خود (نور-۳) را به فضا پرتاب کرد؛ وزارت خارجه آمریکا این اقدام را محکوم کرد و آن را در راستای توسعه برنامه موشکهای بالستیک دانست که تهدیدی برای امنیت منطقه و جهان است. شورای امنیت سازمان ملل متحد تا سال ۲۰۲۳ محدودیتهایی بر برنامه موشکی ایران داشت که تهران عملاً آنها را نادیده گرفت و با پایان مهلت محدودیتها، اکنون دست بازتری در این زمینه احساس میکند. با این حال، هر آزمایش موشکی سپاه با واکنش تند آمریکا و اروپا مواجه میشود و زمینه را برای تحریمهای جدید فراهم میکند.
- حملات موشکی سپاه در منطقه: سپاه پاسداران نشان داده که در صورت لزوم از قدرت موشکی خود به طور تهاجمی بهره میبرد. برای نمونه، در دی ۱۳۹۸ پس از ترور قاسم سلیمانی، سپاه پاسداران در عملیاتی به نام “شهید سلیمانی” دهها موشک بالستیک به پایگاه عینالاسد عراق (محل استقرار نیروهای آمریکایی) شلیک کرد و تعدادی سرباز آمریکایی دچار موج انفجار و صدمات مغزی شدند. در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ نیز سپاه در پاسخ به حملات داعش در تهران، پایگاههای این گروه در سوریه را با موشکهای ذوالفقار و قیام هدف قرار داد. همچنین سپاه در سال ۱۳۹۷ مقر حزب دموکرات کردستان ایران در خاک عراق را با موشکهای فاتح ۱۱۰ زد که به کشتهشدن چندین عضو آن حزب انجامید. این موارد نشان میدهد موشکهای سپاه ابزار اعمال قدرت منطقهای رژیم ایران هستند و تهران از به کارگیری مستقیم آنها ابایی ندارد. چنین اقداماتی نقض حاکمیت کشورهای هدف و منشور ملل متحد محسوب میشود و بارها توسط شورای امنیت محکوم شده است. برای مثال، حملات موشکی سپاه به اربیل عراق در سال ۱۴۰۱ (به بهانه هدف قراردادن پایگاههای موساد) با انتقاد شدید دولت عراق و صدور بیانیه در شورای امنیت مواجه گردید.
- برنامه پهپادی و صدور پهپاد به روسیه: سپاه پاسداران در سالهای اخیر در کنار موشک، بر توسعهی پهپادهای تهاجمی نیز متمرکز شده است. پهپادهای شاهد-۱۳۶ و مهاجر-۶ ساخت صنایع وابسته به سپاه، در جنگهای منطقهای به کار رفته و کارآمدی مخربی نشان دادهاند. نگرانی جدید غرب آن است که ایران این پهپادها را به روسیه در جنگ اوکراین منتقل میکند. شواهد میدانی و بقایای پهپادهای ساقطشده در اوکراین تایید میکند که پهپادهای انتحاری ایرانی توسط ارتش روسیه علیه شهرهای اوکراین استفاده شده. اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳ یک نهاد وابسته به سپاه (سازمان تحقیقات جهاد خودکفایی نزسا) را به دلیل نقش در انتقال پهپادهای ایرانی به روسیه تحریم کرد. مقامات اروپایی تصریح کردهاند این پهپادها جهت حملات تجاوزکارانه روسیه به کار میرود و تهران را به مشارکت در جنگ متهم کردهاند. ایران در ابتدا ارسال پهپاد به روسیه را انکار میکرد اما پس از مواجهه با اسناد فنی، وزیر خارجه ایران اذعان کرد “تعداد محدودی پهپاد قبل از جنگ به روسیه دادهایم”. در هر صورت، همدستی سپاه در مجهز کردن ماشین جنگی روسیه باعث دور جدیدی از تحریمها علیه صنایع دفاعی ایران شد و روابط تهران با اروپا را بیش از پیش تیره کرد. اکنون انگلیس، کانادا و اتحادیه اروپا علاوه بر موضوع حقوق بشر، به دلیل حمایت تسلیحاتی سپاه از تجاوز به اوکراین، مقامات و شرکتهای ایرانی مرتبط را تحت تحریم قرار دادهاند.
واکنشها و انزوای بینالمللی سپاه پاسداران
مجموعه فعالیتهای سپاه پاسداران – چه سرکوب خشن داخلی و چه رفتارهای بیثباتکننده خارجی – موجب شده است این نهاد در تیررس انتقادات و اقدامات تنبیهی گسترده بینالمللی قرار گیرد. ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا سپاه و زیرمجموعههایش را مشمول شدیدترین تحریمها کردهاند و در مجامع جهانی نیز تلاش برای مهار نقش سپاه ادامه دارد. در این بخش به مهمترین واکنشهای جهانی نسبت به سپاه میپردازیم:
- تحریمها و لیستهای تروریستی: آمریکا سالهاست که سپاه پاسداران را به دلیل حمایت از تروریسم و برنامههای موشکی تحت تحریم قرار داده است. وزارت خزانهداری ایالات متحده از ۱۳۸۶ (۲۰۰۷) به بعد، نیروی قدس سپاه و بسیاری از شرکتها و افراد مرتبط با سپاه را در لیست تحریمها قرار داد. نقطه عطف این اقدامات، تصمیم دولت دونالد ترامپ در ۱۵ آوریل ۲۰۱۹ (۲۶ فروردین ۱۳۹۸) بود که کل سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی (FTO) آمریکا قرار داد. این نخستین بار در تاریخ بود که آمریکا نیروهای مسلح رسمی یک کشور را تروریستی اعلام میکرد. پیامد آن، جرمانگاری هرگونه همکاری مالی با سپاه و اعمال مجازاتهای کیفری برای مرتبطین آن بود. متعاقب این تصمیم، جمهوری اسلامی نیز فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) را تروریستی اعلام کرد. در سالهای بعد، با ادامه سیاست فشار حداکثری، آمریکا تحریمهای بیشتری علیه شبکههای اقتصادی سپاه (از جمله صنایع موشکی و نفتی مرتبط با سپاه) اعمال کرد. افزون بر آمریکا، کانادا نیز در اکتبر ۲۰۱۹ سپاه را در لیست تروریستی خود قرار داد. پارلمان اروپا در ژانویه ۲۰۲۳ با اکثریت قاطع خواستار افزودن نام سپاه پاسداران به لیست گروههای تروریستی اتحادیه اروپا شد. هرچند این اقدام تاکنون بهطور رسمی از سوی شورای اتحادیه اجرا نشده – به دلیل موانع حقوقی و مخالفت برخی مقامات مانند جوزپ بورل – اما نشاندهنده نگرش منفی اروپا به سپاه پس از سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱ است. در سطح منطقهای نیز کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مانند بحرین و عربستان سعودی از سال ۲۰۱۸ سپاه و فرماندهانش (از جمله سلیمانی) را در فهرست تروریستی ملی خود قرار دادهاند. بدین ترتیب سپاه پاسداران اکنون در بسیاری از کشورهای جهان مطرود و انگخورده است و اعتبار آن به شدت آسیب دیده است.
- قطعنامهها و اقدامات سازمان ملل: شورای امنیت سازمان ملل طی سالهای گذشته چندین قطعنامه در ارتباط با فعالیتهای سپاه پاسداران تصویب کرده است. اگرچه این قطعنامهها مستقیماً نام “سپاه” را محکوم نمیکنند، اما محور آنها مهار رفتارهای مرتبط با سپاه بوده است. قطعنامه ۱۷۴۷ (۲۰۰۷) صراحتاً صادرات تسلیحات توسط ایران را ممنوع کرد و به نقش نیروی قدس سپاه در انتقال سلاح اشاره داشت. قطعنامه ۱۹۲۹ (۲۰۱۰) گام فراتر گذاشت و هرگونه فعالیت موشک بالستیک قادر به حمل کلاهک هستهای توسط ایران را ممنوع ساخت. همچنین از کشورها خواست که در معاملات تجاری با نهادهای ایرانی (از جمله سپاه پاسداران و شرکت کشتیرانی IRISL) هوشیار باشند تا به برنامههای ممنوعه کمک نکنند. این قطعنامه فهرستی از فرماندهان ارشد سپاه (مثل قاسم سلیمانی، حسین سلامی و غیره) را مشمول ممنوعیت سفر بینالمللی و مسدود شدن دارایی کرد. با توافق هستهای ۲۰۱۵، برخی از این تحریمهای شورای امنیت لغو شدند اما محدودیت موشکی در قالب قطعنامه ۲۲۳۱ برقرار ماند که تا اکتبر ۲۰۲۳ معتبر بود. به جز شورای امنیت، مجمع عمومی سازمان ملل نیز در قطعنامههای سالانه وضعیت حقوقبشر ایران، نقش سپاه در سرکوب اعتراضات و نقض حقوقبشر را مورد انتقاد قرار داده است. برای مثال، گزارشگر ویژه حقوقبشر در امور ایران در سال ۲۰۲۳ اعلام کرد که سپاه پاسداران و بسیج مسئول کشتار و سرکوب بیرحمانه معترضان در خیزش زن، زندگی، آزادی بودهاند و خواستار پاسخگویی فرماندهان آن شد. همچنین شورای حقوقبشر سازمان ملل در آذر ۱۴۰۱ یک کمیته حقیقتیاب درباره سرکوب اعتراضات ایران تشکیل داد که به بررسی جنایات احتمالی (از جمله توسط سپاه) میپردازد. جمهوری اسلامی البته این همکاریهای بینالمللی را به رسمیت نمیشناسد، اما افکار عمومی جهان نسبت به اقدامات سپاه هوشیارتر از گذشته شده است.
- انزوای سیاسی و هزینههای دیپلماتیک: قرار گرفتن سپاه در لیست سیاه کشورهای غربی، بر روابط خارجی ایران سایه افکنده است. یکی از موانع بزرگ در مسیر احیای برجام (توافق هستهای) در سالهای ۲۰۲1-۲۰۲2، اصرار ایران بر خروج سپاه از لیست تروریستی آمریکا بود که با مخالفت واشنگتن مواجه شد. این موضوع خود عامل بنبست مذاکرات گردید. در عرصه منطقهای نیز رفتارهای سپاه مانع تنشزدایی کامل ایران با همسایگان است. هرچند در سال ۲۰۲۳ ایران و عربستان روابط را ازسرگرفتند، اما ریاض به صراحت اعلام کرده که انتظار دارد تهران از مداخله در امور کشورهای عربی دست بکشد – اشارهای تلویحی به فعالیتهای سپاه در یمن و لبنان. برخی کشورهای اروپایی (مانند آلمان و بریتانیا) هماکنون به شهروندان خود نسبت به سفر به ایران هشدار میدهند، چرا که خطر بازداشت خودسرانه توسط اطلاعات سپاه وجود دارد. این مساله وجهه جمهوری اسلامی را شدیداً خدشهدار کرده و ایران را به عنوان حکومتی یاغی و ناقض قوانین بینالمللی معرفی نموده است.
در مجموع، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عاملی برای سرکوب مردم خود و تهدید صلح در پیرامونش بدل شده است. اعتراضات داخلی با گلوله و زندان پاسخ گرفته و صدای هر مخالفی به اتهام جاسوسی خاموش میشود؛ در ورای مرزها نیز سایه جنگهای نیابتی و موشکهای سپاه آرامش منطقه را تیره کرده است. ادامه این روند، ایران را بیش از پیش در انزوای جهانی فرو خواهد برد. جامعه جهانی با تحریم و محکومیت نشان داده که رفتار سپاه را برنمیتابد. شاید بتوان گفت آینده روابط ایران با دنیا، تا حد زیادی به تغییر رویکرد سپاه پاسداران گره خورده است – نهادی که زمانی قرار بود نگهبان انقلاب باشد، اما اینک به بزرگترین چالش برای آزادی ایرانیان در داخل و امنیت کشورهای منطقه در خارج تبدیل شده است.
منابع: این گزارش با بهرهگیری از منابع متعدد فارسی و انگلیسی تهیه شده است، از جمله بیانیهها و گزارشهای نهادهای بینالمللی حقوقبشر، اخبار خبرگزاریهای معتبری نظیر بیبیسی، صدای آمریکا، ایرانوایر، رادیو فردا، گزارشهای سازمان ملل متحد و سازمانهای دیدهبان حقوقبشر. همهی اطلاعات و آمار ذکرشده مستند به این منابع است تا تصویری واقعی و مبتنی بر شواهد از عملکرد سپاه پاسداران ارائه شود.
This page is also available in: English
Georgian (Georgia)
עברית
العربية
